الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

28

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

كه برگشت آن به اين مطلب است كه خلقت موجودى كه بوده ، آسان‌تر از خلقت چيزى است كه نبوده و غير اين‌ها ؛ در صدر اسلام مخصوصا در دورهء خود رسول اكرم ( ص ) ، مظاهر بسيارى نداشته است . شايد سبب و علت آن اين بوده كه مسلمانان به جنگهايى با ايران و عراق و سوريه در دورهء عمر و عثمان متوجه بوده‌اند ، و شايد سبب ديگرى هم داشته باشد ، كه مسلمانان دين جديد را با تمام قلب و روح خود پذيرفته بودند ، چنان كه پذيرش همهء افكار جديد و مبادى تازه در اول امر مبتنى بر روح و عاطفه است و پس از آنكه دين جديد مستقر شد و مدتى بر آن گذشت ، افكار مردم بيدار شده ، و مشغول پرسيدن مىشوند . جلوه‌هاى اين بيدارى مظاهر اين بيدارى و هوشيارى كم بود . زيرا مسلمانان دين جديد را با باور قلبى و تسليم و ايمان مجرد و احساس عميقى با آن تروتازگى روحى و اجتماعى كه پديد آورده بود ، پذيرفته و احتياج به سؤال و پرسش نداشتند و چيز ديگرى هم نمىخواستند . با اين حال در دورهء خود رسول اكرم ( ص ) شعاعى از فلسفه و مظاهر روح فلسفى ديده شده است . در سيره آمده است ، روزى رسول خدا ( ص ) به نزد اصحاب خود آمد ، ديد در موضوع قدر بحث مىكنند ، با حال خشم نزد آنها ايستاد و فرمود : با اين حرفها ملتهاى پيش از شما گمراه شدند . زيرا در مورد پيغمبران خود اختلاف پيدا كردند و مطالب كتب آسمانى را وسيلهء رد قسمتهاى ديگرى از آن قرار دادند ، به آنچه فهميده و درك كرده‌ايد عمل كنيد ، و آنچه را كه موجب شبهه است با ايمان بپذيريد . « 1 » مظاهر هوشيارى - بعد از پيامبر اما بعد از دورهء رسول اكرم ( ص ) روح كنجكاوى و پرسش بين مسلمانان بيدار شد ، خاصه در دورهء امام على ( ع ) روح پرسش در بسيارى از امور كه به ذهن آنها مىآمد در ميانشان انتشار يافت و غريزهء معرفت و بحث از مجهول در هر دو رشتهء روح و جسم و جوانب ديگر طبيعت و ماوراءالطبيعه ، مورد توجه مسلمانان قرار گرفت . خوانندهء عزيز در كتاب علل الشرائع و كتاب التوحيد تأليف شيخ صدوق بن بابويه قمى مظاهر زيادى از اين پديده‌ها خواهد ديد .

--> ( 1 ) - تمهيد التاريخ الفلسفة ص 282